تبليغاتX
یادداشتهـای من

به وبلاگ يادداشتهاي من خوش آمديد. لطفانـظــر يادتان نره

 
 

 

مقدمه:

 

یکی از بنیادی ترین مسئاله در تاریخ بشر حضور وملازمت دین ومیزان تاثیر گذاری آن برجنبه های مختلف زندگی بشر بوده است.

در تمام ادوار تاریخ بشر ، بگونه ی دین وفرایندهای دینی در اشکال مختلف حضور مقندر وسلطه آمیز داشته است. ماهیت حقیقی دین به زعم همه ی اندیشمندان ، ماهیت هدایت ورحمت وسرمنشئا خیر وبرکت می باشد. ازین رو دین وجریان های دینی بمثابه ی مئوثر ترین عامل تزریق کننده ی اخلاق وگذاره های اخلاقی در پیکره ی حیات اجتماعی وتاریخی انسانها تلقی گردیده است؛ ورمز اصلی پایایی وماندگاری دین در همه ی ادوار تاریخ همین مسئله بوده است.

جامعه شناسان دینی برای دین وآیین ها وهنجارهای دینی کارکردهای فرواوان را بیان داشته است که انضباط بخشی اجتماعی ، همبستگی اجتماعی ، هویت ومعنا بخشی وهدفدار کردن زندگی انسان ها از آن جمله می باشد.

برخی دیگر ، همانند اندیشمندان مارکسیست ونحله های مختلف کمونیستی نگاه تاریخی به دین وجریانهای دینی دارد. آنان معتقدند که از آنجاییکه تاریخ بشر مشحون از غارتگری ، بیداد گری ، استبداد ومحرومیت برخی ، و در مقابل ، برخورداری مطلق العنان برخی دیگر می باشد ، توده های محروم همواره در صدد دست یابی به رهایی وآزادی ویافتن روزنه ی نجات می باشند.

براین اساس دین و گذاره ها ومفاهیم دینی بخوبی می تواند عقده ها ودرد های فرومانده ی تاریخی آنان را بازگشوده وبرتاباند. وبصورت خیالی وموهوم آرمانها و آرزوهای فروخفته ی آنان را عینیت بخشد ؛ ویا بمثابه ی پناهگاه روانی ، محنت های تاریخی آنان را التیام بخشد.

برخی دیگر نیز معتقدند که دین و آموزه های دینی عامل اصلی فراکنی خصال انسانی است. انسانها در تداوم پروسه ی تکاملی خودش تعالی اخلاقی ، فکری وانسانی خودرا در قالب آموزه ها وانجام شعایر ومناسک دینی متبلور می سازد.

این نوشتار در صدد است تابا تبیین وجوه رسمی تعامل دین ونهادهای دینی باحیات تاریخی اجتماعی انسانها چهره ی دیگر ازین روابط یعنی زمینه های اصلی سوء استفاده ودست یازی های متولیان دینی را به تصویر کشد. با بررسی ونگاه کاوشگرایانه ومحققانه می توان 3 نوع تعامل دین ونهادهای دینی را در گونه های مختلف زندگی اجتماعی انسانها مطرح نمود.

 

1-     دین ونهادهای دینی بمثابه ی دستگاه حاکمیت وقدرت.

2-     دین وفرایندهای دینی بمثابه ی نهادهای اجتماعی.

3-     دین والهام های دینی بمثابه ی احساس فطری.

 

نگرش اول دین را بمنزله ی دستگاه ایدئولوژیک قدرت حاکمه در نظر گرفته وبه پتانسیل های سیاسی دین توجه دارد. درین رویکرد ، دین چهره  پراقتدار است که برتمام تاروپود ساختار اجتماعی اشراف ونظارت داشته وهمه موازین وچارچوب های رفتاری در جامعه از زاویه نگاه سیاسی دین بمنزله قدرت هژمونیک ایدئولوژیکی تعریف می گردد. نوعی اقتدارگرایی لگام گسیخته وغیر قابل مهار ورابطه ی یکجانبه ، سلطه گراوآمرانه از طرف دولت مردان ، متولیان دینی برمردم ، که هیچ زمینه برای مشارکت سیاسی مردم در عرصه ی مناسبات سیاسی دولت – ملت باقی نمی گذارد. در واقع مردم زندانیان سیاسی دولت است که در درون ساختار آهنین دولت مورد بهره برداری قرار می گیرند.

درین نوع از تعامل ، مردم به تمام معنا منفعل ، رنگ پذیر وشکل پذیر از جانب حکمرانان دینی می باشند.

وحتی رفتار های اجتماعی مردم باید در چارچوب های خاص معرفی شده ی دولت صورت گیرد. ازین گذشته انجام امور دینی ومذهبی مردم هم در چارچوب ونُزم های تعریف شده دولتمردان باید انجام پذیرد.

این شکل از تعامل ، پیامدهای اجتماعی زیانبار را به همراه دارد. نوع جامعه دستور پذیر، بی اراده ، لمپنی ، بی تحرک ومتملق را در برابر حکمرانان برجای خواهد گذاشت. وعرصه برای تاخت وتاز استبداد خودکامه از همه جهت برای همیشه درین گونه از جوامع فراهم خواهد بود.

2 – دین بمنزله نهاد های اجتماعی : این رویکرد به رفتاردینی در جامعه ویابعبارتی مظاهر اعمال مذهبی جمعی در در قالب آیین ها وهنجارها که درمقابل با آیین ها وهنجار های عرفی در قلمرو حیات تاریخی واجتماعی انسانها بوده اهتمام می ورزد. این نگرش حکایت از نوع تعامل پایدار تاریخی وتاثیر پذیری هنجارها ونُرم های مذهبی از آیین ها وسنت های عرفی بشر دارد ویا بعبارت فرایند های تاریخی ،  عرفی کردن ودنیوی کردن آیین ها ومناسک های قدسی که به تدریج با در آمیختن با اعمال دنیوی ومناسبات این جهانی از فروغ قدسی وآسمانی آن کاسته گردیده ودر حد سنت ها وآیین های عرفی ودنیوی تنزل نموده است. در نتیجه آیین های دینی ومذهبی بر اثر عرفی شدن وارد عرصه مناسبات دنیوی متولیان وحکمرانان مذهبی گردیده ومتولیان مذهبی نیز با تفسیر وتاویل گذاره های دینی از آن در راستای منافع دنیوی خود بمثابه ی چراگاه خرم وسرسبز بهره برداری نموده است. از این طریق منزلت اجتماعی خودرا اعتلا بخشیده وبر دیگران بخوبی توانسته کامروایی وحکمرانی نماید. وحتی در مخاصمات ومجادلات اجتماعی ازان برای دفع وسرکوب وحذف رقیب استفاده نموده است. ناداوری های حقوقی ، قضاوتهای مذهبی در رابطه با لکه دارکردن حیثیت ومنزلت اجتماعی دیگران بطور معمول وشایع در جوامع دینی از سوی متولیان دینی مشاهده می گردد.

3 – دین بمثابه ی احساس فطری : امروزه با توجه به روند شتابنده فراگردهای سکولاریزه شدن امور اجتماعی در کلیه ی وجوه اش در جوامع غربی ، دین وجریانهای دینی با چالش های بنیادین از جمله بحران کارکرد ومشروعیت بخاطر قابلیت های بالایی امور دینی برای سوء استفاده مواجه گردیده است. از همین رو نوع نگاه نوین ورویکرد جدید در قبال دین وآموزه های دینی در غرب شکل گرفته است. این نگاه حکایت ازان دارد که امور ومفاهیم دینی در عرصه روابط اجتماعی مورد سوء استفاده قرار گرفته واز ارزش آسمانی آن فروکاسته خواهد گردید. بنابرین دین امر کاملا درونی وبرخواسته از نهان وضمیر انسانها می باشد که انسانهارا به تعالی ، رهایی از آلودگیهای نفسانی وا می دارد، پالایش می دهد وبه آن کرامت می بخشد. اما با وارد شدن در عرصه مناسبات اجتماعی انسانها در درون خواسته های دنیوی انسانها فرورفته محو می شود. در شرایط امروزی این رویکرد در مجامع روشن از مقبولیت بالایی برخوردار می باشد.

جمع بندی ونتیجه : دین وامور دینی به لحاظ معنا بخشی به زندگی وتزریق اخلاق در پیکره مناسبات اجتماعی از پایایی وماندگاری بالایی برخوردار است. فرایندهای دینی در تعامل با صورت های مختلف حیات اجتماعی مورد سوء استفاده های فراوان قرار می گیرد. اما امروزه با ارائه ی روایت جدید از آموزه های دینی یعنی خصوصی شدن ودرونی شدن امور دینی می توان به نحو بربحرانها وحملات علیه دین فایق آمد.

 

 

+       عبداللهی لــومان  |