علامه، شهید اسماعیل مبلغ
تذکر:
مقاله ای حاضر، دست نوشته ای است که هرچند، از جهت شان صدور مربوط به دهه ای پنجاه شمسی
ودر اوج تنش، میان آیت الله سید سرور واعظ، بعنوان مدافع سرسخت برتری سادات، واستاد شهید اسماعیل مبلغ، بعنوان مخالف سرسخت برتری جویـی سادات، به رشته ای تحریر درآمده، ومنتسب به آقای مبلغ می باشد. ازآن جهت که موضوع فوق، در کش وقوس زمان، هر از گاهی با شدت وضعف، عرض اندام می کند، ومـــتاسفانه در افغانستان، هنوز هم یکی از مسایل مورد جدال میان سادات وهزاره می باشد، حیفم آمد که نسل امروزما، از این اثر ارزشمند، نقادانه وتحقیقی بی اطلاع بمانند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در خلال ده سال اخير مسئله اى كه مىتوان آن را مسئله تفوقطلبى سادات ناميد درمجالس ومحافل روشنفكران وروحانيان هزاره وسيد، همواره مطرح بوده است. روحانيان آگاه وروشنفكران بااحساس هزاره درپرتو انديشههاى والاى برادرى وبرابرى اسلامى و تأييد مقتضيات دوران كنونى جهان كه ازهرگوشهاش آواز دلنواز مساوات و عدالت بگوش مىرسد اندك اندك ازبرابرى مليت خود باقبيله سادات سخن گفتند و بعضى از آنها عملا از بوسيدن دست سادات خوددارى نمودند. از آنجا كه صاحبان امتياز به آسانى از امتيازات خود دست برنمى دارند گفتگواز تفوق طلبى سادات و امتناع ازدستبوسى خشم وكينه بيجاى بدخواهان سيد را برانگيخت از اينرو گروهى ازآنها دورهم نشستند و به منظور انحراف اذهان از واقعيت موجود به يك صدا و به اتفاق آراءفيصله كردند كه همه روحانيان آگاه و روشنفكران با درد هزاره را در جامعه به عنوان نژاد پرست و كافر معرفى كنند و همه جا پروپاگند كنند كه هزارها(حزب مغولى ) تشكيل دادهاند.از آن پس دستگاه تبليغاتى سيدگرايان حتى لحظهاى از وارد كردن دو اتهام مذكور بازنايستاده و در اين اواخر تبليغات مسموم كننده آنها كسب شدت كرده است در اين ميان دو اتهام مغول گرايى و كفركمونيستى كه به وسيله دارودسته معلوم الحال اشاعه مىيابد تهمت نخستين خطرناكتر و زيان آورتر است.زيرا تهمت كفرهرچند موقعيت اجتماعى بعضى ازجوانان را به مخاطره مىاندازد ولى عجالتا زيانهاى سياسى درپىندارد. اماتهمت نخستين، داراى خطرهاى نابود كننده است. زيرا دولت به آسانى مىتواند روشنفكران هزاره را كه از طرف بلند گويان سيدگرايى به مغول گرايى متهم مىشوند به جرم نفاق افكنى ملى به حبس، زجر، شكنجه و حتى مرگ محكوم كند. ملاحظه مىكنيد كه چگونه امتيازطلبان سادات با جان و حيات افراد بىگناه و معصوم بازى مىكنند. لازم است در همينجا در رد و تكذيب اقاويل نابخردانه آنان بگوييم كه روشنفكران مترقى و مسلمان هزاره كه هم در سطح ملى و هم در رابطه با سادات هواخواه برادرى و برابرى كامل هستند نظريه نژادپرستى را خواه در سيماى عربى آن و خواه در چهره مغولى آن و خواه در قالب آريايى آن قاطعانه محكوم مىكنند. براى ايشان تفاوت نمىكند كه اين آواز ناخجسته از كدام حلقوم بيرون مىشود. نژادپرستى را نمىتوان با سلاح زنگ زده نژادپرستى كوبيد. اين آرمانهاى والا و ارجمند انسانى برادرى وبرابرى است كه آن را از سطح گيتى محو و نابودمى كند. مسئوليت طرح احساساتى مسئله سادات را نمىتوان بطور يك جانبه به گردن سيدگرايان سيد انداخت و جوانان هزاره را كاملا تبرئه كرد. از اينرو براى بيان تمام حقيقت بايد گفت كه برخى از جوانان احساساتى هزاره بجاى آنكه مسئله را به دور از هر گونه تنگ نظرى براى رسيدن به يك راه معقول، مورد برسى قرار دهند، شيوه توهين و تحقير سادات را در پيش گرفتند و بدين ترتيب كينه و دشمنى آنان را تحريك كردند. طرح احساساتى تفوقطلبى سادات و موضعگيرى متعصبانه سيدگرايان در قبال آن نزديك است كه فضاى دوستى ديرينه هزارهها و سادات را تيره سازد و رفته رفته به سوءتفاهم منجر شود. لذا ما با درك اهميت تأثير مسئله بر حيات اجتماعى هزارهها و سادات در اين مقاله مىكوشيم كه موضوع را بر اساس احكام آئين مقدس اسلام و جامعهشناسى علمى تجزيه و تحليل كنيم و راه حل منطقى و دينى آن را خاطرنشان سازيم و اكيدا از همه روشنفكران و مخصوصا روحانيان بادرد و جوانان آگاه سادات تقاضا مىكنيم كه اين مقاله را عميقا بخوانند و پس از مطالعه دقيق و كامل آن، ابراز نظر نمايند.
ادامه مطلب
